سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

358

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

سعى بكار برد تا كه حدّ بر أو لازم نگردد ، وشاهد رابع را به كلام خود تلقين كرد كه از اداى شهادت به زناى مغيره باز آيد ، پس عمر به اين احتيال از كسى كه مستحق حدّ بود درءِ حدّ نمود ، وشهود ثلاثة را - كه نزد أو هم صادق بودند ! - حدّ زد ، وفضيحت كرد ، وشناعت اين فعل أو از كلام خودش ثابت گرديد ، وواضح شد كه چنان شنيع وفظيع بود كه أو به جهت آن مستحق سنگبارى از آسمان بوده ! اما آنچه گفته : جواب از اين طعن آنكه : درءِ حدّ بعد از ثبوت آن مىشود . پس از اينجا وأمثال آن حقيقت مهارت مخاطب در علوم عربيه وحال فهم محاورات مشهوره واطلاقات شايعه توان دريافت ! نهايت عجب است كه اطلاق درءِ حدّ را منحصر در ثبوت حدّ مىگرداند ، ونمىداند كه بنابر اين مصائب عظيمه بر سر أو بر پا مىشود ، واشكالات شديده لازم مىآيد كه به هيچ وجه خلاص از آن نتوان جست : أول : آنكه أهل سنت به جواب همين طعن حديث « ادرؤوا الحدود بالشبهات » [ را ] وارد كرده‌اند ، چنانچه فخر رازي در " نهاية العقول " اين حديث را ذكر نموده ( 1 ) وابن أبي الحديد هم به آن متمسك شده ( 2 ) ، پس اين

--> 1 . نهاية العقول ، ورق : 273 ، صفحه : 552 ، يك صفحه به آخر كتاب . 2 . شرح ابن أبي الحديد 12 / 241 .